تبليغاتX
موسیقی سنتی ایرانی
به وبلاگ موسيقي سنتي ايراني خوش آمديد.لطفا هرگونه نظر -انتقاد و يا پيشنهادي كه داريد مطرح كنيد.
::: استاد حسن کسایی

استاد حسن کسایی یکی از مفاخر هنری مشرق زمین است. نزدیکان، دوستان و همشهریانش او را "آقا حسن" می نامند. آقا حسن کسایی متولد ۱۳۰۷ شمسی برابر ۱۹۲۸ میلادی در اصفهان است. نخستین مکتب خانه هنری آقا حسن را می توان منزل پدری اش و در کنار دوستان هنرمند پدرش حاج سید جواد کسایی بازرگان و اهل اصفهان دانست؛ که این استاد آینده موسیقی و نی نوازی، در آن محیط پرورش یافته، و محضر هنرمندان به نام موسیقی دانان مشهور کشور را در اوان جوانی درک کرده است. او بعدها از مکتب تاج اصفهانی، ادیب خوانساری (در فراگیری ردیف آوازی) و مهدی نوایی (درآموختن نای هفت بند) و استاد بی مانند ابوالحسن صبا (در فراگیری ردیف و مراحل تکامل و کسب تجارب کمیاب) استفاده نموده است. همه می دانیم استادان نامبرده شاگردان با ذوق دیگری نیز داشته اند اما قرار نبوده و نیست همه کسانی که به هنر جویی می نشینند به مقام عالی دست یابند. "صد نکته غیر حسن بباید" تا کسی به مقامی در نوازندگی و دریافت حالت های ردیف برسد که استاد کسایی رسیده است.

او با استخراج اصواتی دلپذیر و شگفت آور از نای، این ساز که زمانی می رفت تا مانند بعضی دیگر از سازهای موسیقی ما به فراموشی گراید، اعتلا بخشید.

از نکته های قابل توجه اینکه در نوازندگی سازهای ایرانی پیشینیان الگوی واقعی ما بوده اند. برای مثال هنوز نوازندگی علی اکبر خان شهنازی و یا میرزا حسین قلی و یا ... اسوه بسیاری از نوازندگان ماست که بدان روش اقتدا می کنند. اما بی هیچ مداهنه ای بر این باوریم که اصوات مستخرج از نای توسط استاد کسایی، در میان پیشینیان نیز کم سابقه بوده است چرا که هنوز هستند کسانی که صدای نای گذشتگان را به خاطر دارند و یا از صفحه هایی قدیمی و فنو گراف شنیده اند.

دیدگاه هنرمندی چون استادکسایی، به طور قطع و یقین با دیدگاه های ما متفاوت است چرا که او در عمل ثابت کرده که منحصر به فرد است.

و انسان منحصر به فرد، تفکر و تشخیصی منحصر دارد، و اما از بعد دیگر و آن، خصوصیات اخلاقی انسان هاست که از میانشان هنرمندانی بر می خیزند. اگر هنرمند، هنرمند هم نباشد او نیز مانند یک فرد عادی دارای بعضی خصیصه های اخلاقی است که بعضی از آن خصایص به مذاق دیگران خوش می آید و بعضی دیگر ناخوش. اما انسان به محض آن که با لقب هنرمند برگزیده شد تمام خصایص اخلاقیش نیز زیر ذره بین قرار می گیرد و بی آنکه کسی را دعوت کرده باشد از اخلاق او خوشش بیاید یا نیاید، در قضاوت دیگران مطرح می شود در حالی که دیگران هستند که بنا به دلایل مختلف نیازمند حشر به اویند.

پس باید حالات متفاوت او را نیز درک و تحلیل کنند.

هیچ هنرمند وارسته ای نیست که نقد پذیر نباشد. چرا که نقد نخستین جایگاه سازندگی است. بعضی از دوستان و علاقمندان پرسیده اند چگونه است که گاهی یک استاد مسلم، (حتی مانند جناب کسایی) هنرمندی را تایید کند و چند سال بعد به کلی او را نفی نماید؟ چنین به نظر می رسد که به قضایا عمیق شده اند. آیا می توانیم بگوییم یک هنرمند اعم از خواننده و نوازنده همیشه در سطحی دلخواه و مورد تایید بزرگان می ماند؟ گاهی ممکن است یک نوازنده یا خواننده در مجلسی، هنری بنمایاند که استاد بزرگی نیز در آن جلسه از او تمجید کند و سخن او هم ضبط شود. اما هنگامی که قضاوت در سطح جامعه مطرح است یک استاد بزرگ با در نظر گرفتن کلیه جوانب، حکم کلی می کند. این حکم متفاوت از آن تمجید مجلسی است. ما منکر این نیستیم که هیچ کس اشتباه نمی کند اما در پیشگاه استادان برجسته و نامی امتحان پس داده، باید در درجه اول خاضع بود و در درجه بعد لازم است شرایط زمانی و مکانی و روحی گفته های این بزرگان را در قضاوت های خود در نظر بگیریم و در عین حال از هنرمندان بزرگ بخواهیم در قضاوت های خود دقت بیشتری به خرج دهند. چرا که حرفشان معیار و الگوی منتخب جوانان است. اگر امروز، نواختن نای هفت بند در ایران هنرجویان علاقمند و به خصوص در اصفهان نوازندگان توانایی دارد همگی مرهون و مدیون استاد حسن کسایی، این یگانه ارجمند نی نواز است. آری؛ امروز شهر استاد کسایی در مقوله تربیت هنرجویان رشته نی نوازی حرف اول را در کشور می زند.

به امید سلامت و بهروزی این استاد والا مقام

 



+ نوشته شده توسط عباس معمار در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت 18:10 |

::: عکس یادگاری

 

باسلام دوستانی که عکس خواسته بودند

یادگاری از همایش خشت وخاطره در دانشگاه

صنعتی اصفهان که با همکاری استانداری یزد

برگزارشد وماهم درآنجا برنامه داشتیم

به ترتیب از سمت راست

۱-آقایان اکبریان دف۲-حسین امیدی تنبک

۳-عباس امیدی سنتور۴-عباس معمار نی

۵-رسول پورعسگری تار۶-حسین آقائی آواز

 

 



+ نوشته شده توسط عباس معمار در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 17:54 |

::: یکی از افتخارات شهرابرکوه

استادمحمد حیدری

 

 

وهمسرشان استادسیده صغری حسینی

دوتن ازهنرمندان این مرزوبوم که خالصانه در راه اعتلای هنرخط

 

درایران گام برمی دارند

 

به امید پیروزی و بهروزی این دو عزیز

 

 

  



+ نوشته شده توسط عباس معمار در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 16:58 |

::: ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران
 به روایت استادمحمودکریمی

 

 

ردیف

دستگاه شور

آواز ابوعطا

آوازبیات ترک

آواز افشاری

آوازدشتی

دستگاه همایون

1

درآمد

درآمد

درآمداول

درآمد

درآمد

درآمد

2

کرشمه

سیخی

درآمددوم

جامه دران

اوج

چکاوک

3

خارا

رامکلی

دوگاه

حصار

گیلکی

لیلی مجنون

4

رهاوی

رامکلی نوع دیگر

روح الارواح

قرائی

بیدکانی

شوشتری

5

اوج

خسرو شیرین

جامه دران

نحیب

چوپانی

طرز

6

شهناز

خسرو شیرین نوع دیگر

فیلی

حزین

دشتستانی وحاجیانی    

نی داوود

7

قرچه

گوری یا گبری

شکسته

رهاب

غم انگیز

بیداد

8

رضوی

حجاز

قطار

صدری

دیلمان

راجع

9

جوادخانی

چهارباغ

قرائی

مثنوی

مثنوی

رازو نیاز

10

بزرگ

 

شهابی

 

 

رازونیازنوع دیگر     

11

دوبیتی

 

مهربانی

 

 

شوشتری نوع دیگر

12

حسینی

 

مثنوی

 

 

بختیاری وموالف

13

سلمک

 

 

 

 

 

14

گرایلی

 

 

 

 

 

15

مثنوی

 

 

 

 

 

 

ردیف

آواز   بیات  اصفهان

دستگاه   سه گاه

دستگاه چهارگاه

دستگاه ماهور

دستگاه راست وپنجگاه

دستگاه  نوا

1

درآمد اول

درآمد

درآمد

درآمد

درآمد

درآمد

2

درآمد دوم

درآمدنوع دیگر

زابل

گشایش

پروانه

گردانیه

3

جامه دران

زابل

حصار

داد

نغمه

نغمه

4

بیات راجع

مویه

فرود

حصارو فرود

روح افزا

بیات راجع

5

سوزوگداز

شکسته مویه

مخالف

فیلی

نیریز

عشاق

6

اوج

حصار

مخالف به مغلوب

شکسته

پنجگاه وسپهر

نهفت

7

نغمه

مخالف

منصوری

دلکش

عشاق

خجسته

8

گوشه ای دراصفهان

مخالف به مغلوب

حدی وپهلوی

نیشابورک

بیات عجم

نیشابورک

9

بیات شیراز

حدی و پهلوی

رجز

 نیریز

نحیب

حسینی

10

مثنوی

مثنوی مخالف

مثنوی مخالف

مرادخانی

طرز

عراق

11

صوtی نامه

 

 

طوسی

لیلی مجنون

نیریز

12

 

 

 

نصیرخانی

راک هندی و صفیر راک

رهاب

13

 

 

 

خاوران

راک عبدالله

تخت طاقدیس

14

 

 

 

نحیب وفرود

راک کشمیر

شاه ختائی

15

 

 

 

راک هندی

 

 

16

 

 

 

صفیرراک

 

 

17

 

 

 

راک عبدالله

 

 

18

 

 

 

راک کشمیر

 

 

19

 

 

 

ساقی و صوفی نامه

 

 

20

 

 

 

مثنوی

 

 



+ نوشته شده توسط عباس معمار در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 و ساعت 16:31 |

::: نوازنده برتر جوان (موسيقي سنتي و مقامي)

 

سید محسن   عظیمی


وی در سال۱۳۴۲ در شهرابرکوه متولدشد ونزداساتیدی من جمله مرحوم بندگان آقای جهاندیده و استاد حسن ناهید به کسب معلومات اهتمام ورزید.
 
از جمله فعالیتهای او می توان به: ساخت و عرضه نی .تدریس موسیقی.عضویت در گروه مهرورزان از سال۱۳۷۴ واجرای کنسرت های متعدد با این گروه.

عضویت در گروه دلنوازان واجرا های مختلف با این گروه در حافظیه شیراز

تحصیلات: فارق التحصیل مدیریت صنعتی



+ نوشته شده توسط عباس معمار در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 22:32 |

::: اسامی نت ها در زبان های مختلف

 

   جدول زیر علامات نتهای مختلف را در ۴ زبان فارسی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی بیان می کند. بطور معمول نام نتهای فرانسه و فارسی بیشتر از زبانهای دیگر به هم شبیه‌اند.

آلمانی

انگلیسی

فرانسه

فارسی

آلمانی

انگلیسی

فرانسه

فارسی

cis

C sharp

Do-diese

دو-دیز

c

C

Do (ut)

دو

dis

D sharp

Re-diese

ر-دیز

d

D

Re

ر

eis

E sharp

Mi-diese

می-دیز

e

E

Mi

می

fis

F sharp

Fa-diese

فا-دیز

f

F

Fa

فا

gis

G sharp

Sol-diese

سل-دیز

g

G

Sol

سل

ais

A sharp

La-diese

لا-دیز

a

A

La

لا

his

B sharp

Si-diese

سی-دیز

h

B

Si

سی

آلمانی

انگلیسی

فرانسه

فارسی

آلمانی

انگلیسی

فرانسه

فارسی

Kreuz

Sharp

Diese

دیز

ces

C flat

Do-Bemol

دو-بمل

Be

Flat

Bemol

بمل

des

D flat

Re-Bemol

ر-بمل

Aufloser

Natural

Becarre

بکار

es

E flat

Mi-Bemol

می-بمل

Doppel
-kreuz

Double
-sharp

Double
-Diese

دوبل-دیز

fes

F flat

Fa-Bemol

فا-بمل

Doppel
-be

Double
-flat

Double
-Bemol

دوبل-بمل

ges

G flat

Sol-Bemol

سل-بمل

cisis

C Double
Sharp

Do-Double
-diese

دو-دوبل
دیز

as

A flat

La-Bemol

لا-بمل

geses

C Double
bemol

Sol-Double
-diese

سل-دوبل
بمل

b

B flat

Si-Bemol

سی-بمل

 

 

:



+ نوشته شده توسط عباس معمار در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 15:44 |

::: عارف قزوینی

 

 

ابوالقاسم عارف قزويني (۱۳۱۲- ۱۲۵۹)


كودكي و نوجواني (۷۸-۱۲۵۹) : آغاز تحصيلات مكتب خانه‌اي فراگيري خواندن و نوشتن فارسي، مقدمات عربي و صرف و نحو، تعليم خط نزد سه تن از اساتيد فن در قزوين ، تعليم موسيقي و آواز نزد حاج سيد صادق خرازي، مشق روضه خواني نزد ميرزا حسين واعظ، پامنبري و نوحه خواني در مجالس كه اغلب مرثيه‌هايش را خود مي‌سازد. رسماً معمم مي‌شود و پدرش او را وصي خود قرار مي‌دهد. مرگ پدر، قطع رابطه با خانواده و آغاز يك زندگي بي‌بند و بار . اولين تصنيف زندگي خود را براي دختري ارمني مي‌سازد. "ديدم صنمي" اقامت در تهران ، شهرت، آشنايي با سياست(۱۲۸۸-۱۲۷۶) : زندگي‌اش در محافل شبانه دوستان مي‌گذرد. در ميهماني منزل صدرالممالك مورد توجه شاهزاده موثق‌الدوله قرار گرفته و مجبور مي‌شود به خدمت او در آيد . مظفرالدين شاه كه آوازه‌ي هنر او را شنيده به ديدنش ابراز تمايل مي‌كند. شاه كه آواز او را پسنديده دستور استخدام او را در دربار مي‌دهد ولي او به هر حيله از پذيرش اين شغل به قول خودش ننگين سرباز مي‌زند. آشنايي با سيدباقرخان بانكي از آزاديخواهان و آغاز يك دوستي عميق . به وسيله سيدباقرخان با اغلب مشروطه خواهان آشنا شده و با محافل آنان مراوده پيدا مي كند. با وجود شهرت روزافزون به هيچ وجه هنرش را وسيله ارتزاق قرار نداده و با درآمدي اندك و دركمال قناعت و مناعت طبع گذران مي كند. آشنايي با حيدرخان عمواوغلي كه به يك دوستي پايدار و موثر مي انجامد. ملاقات با درويش خان در ميهماني نظام السلطان در گلندوك و دوستي و همكاري آينده به همراه تار درويش خان مي خواند و شور در مجلس مي افكند. مانند ساير آزاديخواهان در رنج است. كم و بيش اشعار سياسي مي سرايد كه امكان انتشار وسيع ندارد و تنها در محافل خصوصي و پنهاني آزاديخواهان خوانده مي شود. دو غزل سياسي - ميهني «پيام آزادي» و «زنده باد» و اولين تصنيف سياسي خود « مژده اي دل كه جانان آمد» را به مناسبت پيروزي آزاديخواهان مي سرايد. اولين كنسرت سياسي خودرا به نفع حريق زدگان بازار درمنزل ظهيرالدوله برگزارمي كند.

درگيري در سياست، سرخوردگي، مهاجرت(۱۲۸۹-۱۲۹۹) :
غزل « مرگ دوست » را به مناسبت خودكشي دوست خود مرتضي خان بهشتي مي سرايد. تصنيف « دل هوس» را براي تشجيع آزاديخواهان به ايستادگي مي سازد. تصنيف «ازخون جوانان» را به ياد شهداي راه آزادي مي سازد. تصنيف «گريه را به مستي» را در انتقاد از ناصرالملك و ديكتاتوري او مي سازد. آغاز دوستي با ملك الشعراء بهار. در كنسرت پرشوري در تاثر باقراوف غزل سياسي «لباس مرگ» را مي خواند، گرفتار افسردگي شديد روحي مي شود. حيدرخان در بغداد مراقبت از او را به عهده گرفته و سعي مي كند با استفاده از نفوذ كلام خود و اعمال شيوه هاي روان شناسي مدرن، مجدداٌ ميل به آواز خواندن، زندگي و مبارزه را در او بيدار كند. تصنيف «چه شورها» را در ارتباط با اشغال تبريز توسط نظاميان عثماني ساخته و به اشغالگران ترك مي تازد. آشنايي با محمد تقي خان پسيان و ميرزاده عشقي. دور از وطن و از سردلتنگي غزل پرشور «ياد وطن» را در استانبول مي سازد. آشنايي با علي بيرنگ ، غزل سپاه عشق را مي سرايد ، شعري كه بعدها پس از اجرا در كنسرتي در مشهد، موجب رنجش شديد ايرج ميرزا و ساختن «عارفنامه» شد. تصنيف آذربايجان را در پاسخ به وثوق الدوله كه آذربايجان را عضو فلج ايران خوانده بود مي سرايد. به كوشش رضا زاده شفق مقداري از اشعار پراكنده اش جمع آوري مي شود.
اميد،شكست و نوميدي، آوارگي (۱۳۰۰-۱۳۰۴) : او كه با عقايد ميهن پرستانه كلنل پسيان آشنا است. با اميدواري فراوان براي پيوستن به نهضت خراسان عازم مشهد مي شود. برخلاف هميشه از روحيه خوب و اميدوارانه اي برخوردار است و به عنوان يكي از مشاوران نزديك رهبر قيام ، در راه تحقق آرمان هاي وي صميمانه تلاش مي كند. به دستور پسيان و براي تامين هزينه ساخت آرامگاه فردوسي، كنسرتي در باغ ملي شاهزادگان حاضر در جلسه از جمله ايرج ميرزا را ناراحت مي كند. كشته شدن كلنل پسيان در جبهه جنگ عارف از شدت تاثر در آستانه جنون است، اميدهاي او درباره نجات و پيشرفت كشور، همه در وجود كلنل متبلور شده بود و با اين فاجعه يكباره نقش برآب مي شود. بي قرار، زودرنج و عصبي است، در سوگ كلنل، كنسرت پرشوري با اركستر شكرالله قهرماني در تاثر باقراوف تهران اجرا مي كند و در آن تصنيف «گريه كن» را مي خواند. نوشتن شرح حال خود را به پايان رسانده و همراه با شرح كوتاهي براي هر يك از اشعارش براي چاپ به برلين مي فرستد. تصنيف «اي دست حق» را در طرفداري از سيدضياء مي سازد. اميدهاي خود را در زمينه پيشرفت كشور در وجود رضاخان سردار سپه متجلي مي بيند و بر خلاف بهار در جبهه طرفداران او قرار مي گيرد پايان چاپ اولين ديوان شعر او در برلين به كوشش سيف آزاد و رضا زاده مشفق و ارسال آنها به تهران كه در گمرك توقيف مي شود. رضا خان مشغول تحكيم پايه هاي قدرت خويش است و عارف متوجه اشتباه خود درباره او شده است ، زيرا در اشعار و نوشته هايش ستايش از رضاخان وجود ندارد .بسيار بدبين، مايوس و مردم گريز شده است.
سالهاي خاموش و فراموشي (۱۳۱۵-۱۳۱۲): رژيم جديد (پهلوي ) از او انتظار همكاري دارد ولي شاعر ملي تن در نمي دهد، ديگر به جريانات سياسي علاقه اي ندارد و دم فروبسته است. در روستاي گل زرد بروجرد مستقر شده و تصميم مي گيرد شرح احوال دوره آزاديخواهي خود را بنويسد. بروز ناراحتي در حنجره (احتمالاٌ سرطان) اشكال در خواندن و به تدريج خاموشي با فقر و بيماري دست به گريبان است ، زندگي اش در دو اتاق اجاره اي مي گذرد كه اثاثيه مختصر آن را دوستان معدودش به او عاريه داده اند. تنگدست، تنها، بيمار و فراموش شده به روزهاي اوج شهرت و محبوبيت خود فكر مي كند و از فراموشي مردم سخت رنجيده خاطر است. به ايراني بودن سخت افتخار مي كند و به وطن خود ديوانه وار عشق مي ورزد. حس مي كند در موضع گيريهاي سياسي اش اشتباه كرده، با اين همه هنوز هم از همكاري با كلنل پسيان و نهضت خراسان با سربلندي ياد مي كند. سرانجام روزي در ۵۴ سالگي در همدان پس از ده روز بيماري سخت به كمك جيران(همسرش) خود را به كنار پنجره اتاق مي كشد و براي آخرين بار آسمان و آفتاب ميهنش را عاشقانه تماشا مي كند و به بستر بيماري برگشته و مرگ را در آغوش مي كشد در حاليكه زير لب اين شعر خود را زمزمه مي كند « ستايش مرا آن ايزد تابناك / كه پاك آمدم پاك رفتم به خاك» دوستانش جسد او را در صحن آرامگاه ابوعلي سينا در همدان به امانت مي گذارند تا بعداٌ آرامگاهي براي او بسازند، آرامگاهي كه هيچگاه ساخته نشد. 
                                                       



+ نوشته شده توسط عباس معمار در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت 1:19 |

::: استاد یحیی و تحول ساختمان تار
 
 مرغ یا تخم مرغ کدامیک اول وجود داشته است؟ سوال معمول فلسفی. و حالا میتوانیم سوالی شبیه آن را در موسیقی خودمان نیز مطرح کنیم تار یا تارنواز؟ یکی از سوالهای مطرح برای محققان موسیقی ایرانی این است که در روند تغییر ارائه و بیان موسیقی و خصوصاً نوازندگی تار در چند دههٌ نخست قرن حاضر آیا تارهای سنگین تر و حجیم تر که ما بعنوان مطرح ترین سازنده آن از استاد یحیی خان نام خواهیم برد، در ابتدا ساخته شده و سپس نوازندگان را مجبور به تغییر نحوه نوازندگی تار کرده یا این که تغییر شیوه نوازندگی از شلوغ زدن، پر ریز زدن و جملات پیوسته و کم سکوت داشتن به نوازندگی خلوت، زدن تکهای فوق العاده شفاف و شنیدن چند ثانیه طنین و هنگ صدای آن پس از هر تک مضراب، سازنده با نبوغ و ماهری چون یحیی خان را وادار به تغییر شکل و اندازه تار و سنگین تر کردن و حجیم کردن تار دست ساخته اش کرده است؟ به هر صورت این سوال است که پاسخ به آن و خصوصاً پاسخی منطقی و علمی به آن دشوار است.
شاید برای
بررسی روند تغییرات تدریجی بهتر باشد نگاهی کوتاه به تاریخچه تار بیندازیم. همانگونه که از دوران قدیم تا زمان حاضر شاهد هستیم توجه به ساز و سازنده آن و روند تکامل آن مد نظر نوازندگان موسیقی ایرانی نبوده و نیست و تنها معدودی از نوازندگان به این مهم توجه داشته و دارند به دلیل همین طرز نگاه هیچ سند کتبی و تصویری از روند اختراع و تکامل هیچ یک از سازها وجود نداشته و با این که تارسازی بسیار جدید در مقایسه با دیگر سازهای اجرایی انواع موسیقی سنتی در منطقه خاور میانه و آسیای میانه است کمبود منابع و ماٌخذ درباره آن مشهود است. صد البته دنبال کردن مدارک و تصاویر در مینیاتورها و کتب و رسالات قدیم را برعهده محققان میدانیم تنها با دقت در شکل تار میتوان دریافت که این ساز بدرستی و با دقت کامل طراحی و ساخته شده است و حتی نمونه ای از فرم سرپنجه ای بصورت سرپنجه تار و فرم کاسه دو قسمتی آن به این شکل درهم تنیده شده و پیچیده در سازهای قدیم دیده نمی شود.
فارغ از فرضیه های
گوناگونی که تا کنون در مورد ساخت تار به صورت فعالی ارائه شده است و عده ای آن را برگرفته از تنبور و بعضی قیچک و یا رباب را منشاء آن داسته اند، به نظر نگارنده می رسد که فرم تار با الهام از انواع سازهای دوکاسه ای قدیمی تر و ترکیب با فرم اصلی ساز عود گرفته شده است.
با نگاهی موشکافانه تر، می توان به فرم های دیگری از شکل
عود، حتی در شکل دهانه و نقاره تار پی برد و حتی فرم کاسهٌ عود را در قسمت زیرین پشت کاسهٌ تار دید. طول سیم مرتعش نیز در تار هم اندازه با عود انتخاب شده است. شکل تار در نقاشی های دوره صفویه دیده نمی شود و در مینیاتوری که در دوره زندیه کشیده شده است و تاریخ آن مربوط به سال  ( ۱۷۷۰ میلادی ) است، اولین تصویر از شکلی بسیار نزدیک به تار فعلی دیده می شود. روح الله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران نوشته است همچنین گویند: « شخصی به نام رضاءالدین شیرازی شش تار را اختراع کرده است ».عده ای از استادان قدیم از جمله استاد نورعلی خان برومند نیز منشاء تاریخی تار را از شیراز میدانستند و در میان مردم عادی نیز رایج است که تار فارسی را تار شیرازی می نامند. شنیده ایم که افرادی با دیدن جعبه تاری در دست می پرسند که آیا تار شیرازی است یا آذری؟ جالب این که در آذربایجان شخصی به نام میرزا صادق اسداغلو در حدود یک قرن پیش تغییرات وسیعی به روی تار شیرازی انجام داده و در کتابی که از او در دست است روند این تغییرات را با دقت تمام و دلایل اجرایی آن اعم از تغییر شکل کاسه و پهن کرده دسته و اضافه کردن سیم و غیره تک به تک قید کرده است. به گفته آقای ژان دورینگ محقق برجسته موسیقی بعضی از استادان نوازنده قدیم آذربایجان این تغییرات را قبول نداشته و با تار شیرازی به نوازندگی می پرداختند. ساز فعلی ما نیز در طول دو قرن خیر مسلماً تغییرات زیادی کرده است ولی بی شک می توان گفت این هر دو فرم تار از یک منشاء و مبداء نشاٌت گرفته است.
تار در دوره قاجار

اگر از
فاصله زمانی اختراع تار قرنی گذر کنیم به علت نبودن سند و حتی باقی نماندن تار از دوران اولیه تار، به دوره قاجار که عمدتاً منظور دوره طولانی . پرثبات و پربار ناصرالدین شاه قاجار است   می رسیم. خوشبختانه اسناد زیادی از این دوران به جا مانده است. و مهم تر آن که هنوز تارهای سلامت و شاخصی از سازهای نوازندگان این دوره در اختیار ما هست. مشخصات تار این دوره به طور اختصار وزن کم، حجم کم، ابعاد کوچکتر از نظر طول ارتفاع و عرض است. مهم ترین خصوصیت این تارها قابلیت استفاده از آن بصورت نوازندگی بر روی سینه است که با تارهای فعلی عملاً امکان ندارد. بخاطر این طرز نوازندگی سازندگان ساز میباید ارتفاع و وزن کمتری برای ساز در نظر می گرفتند.
شاخص ترین سازنده تار در این شیوه استاد فرج الله است که بصورت عامیانه
او را « اوس فرج »می نامیدند. تار استاد فرج الله وزنی در حدود ۱۵۰۰تا۱۷۰۰ گرم دارد و ارتفاع کاسهٌ آن کمتر از ۱۹ سانتیمتر است عرض دسته۳۳.۴ میلیمتر از سازهای فعلی باریک تر است که پنج سیم بودن این تارها این مسئله را توجیه می کند.
گفته می شود که در دوران ناصرالدین شاه و به فرمان او دارالصنایعی برای
گردآوردن همهٌ صنعتگران برجسته، در محلی در جنوب شرقی سبزمیدان، در کاروانسرایی که هنوز نیز به نام « سرای دارالصنایعی» نامیده می شود، تاٌسیس شد و استاد فرج الله و حاج طاهر، سازنده مشور سه تار در این محل به فعالیت مشغول شدند، پس استاد فرج الله معاصر با نوازندگان مشهور دربار بوده است و قطعاً باید سازهای او در دوره خودش نیز شاخص و دارای کیفیت بالایی بوده باشد که مورد استفادهٌ استادان نوازنده قرار می گرفته است. از لحاظ کیفیت صدایی نیز چنانکه در اجرای تار میرزا حسینقلی شنیده می شود دارای صدای گرم و تاحدی زنگ کم اما پرقدرت و شفاف است.


ظهور استاد یحیی خان

هوانس آبکاریان، معروف به
یحیی، از ارامنه جلفای اصفهان در روز۲۸بهمن ۱۳۱۱ و در سن ۵۶ سالگی فوت کرده است. پس تولد وی متولد سال۱۲۵۵ شمسی بوده است. تولد وی در خانوده ای که به طور سنتی به ساخت تار مشغول بوده اند با پدری چون خاچیک و عمویی چون هامبارسون که هر دو از سازندگان مشهور تار بوده اند، کمک بزرگی به رشد کاری و به دست آوردن توانایی و مهارت کاری در سنین جوانی به وی کرده است. به گفتهٌ خالقی و دیگر استادان، یحیی سازهای استاد فرج الله را معیار و الگوی خود کرد، و این بسیار امری طبیعی است که صنعتگران برای پیشرفت کار به پیش کسوتان و استادان مقدم اقتدا کنند. اما به نظر می سرد در روند کاری استاد یحیی وقفه هایی افتاده باشد؛ چنان که در نوشته ای در زیر سیم گیر یکی از تارهایش عکسی از خودش با تفنگ و قطار فشنگ و جملهٌ « مجاهد راه وطن، یحیی مسیحی » قید شده است. وی به روایت یکی از اقوامش در دوره ای از جوانی در ادارهٌ پست یا مالیه ( وزارت دارایی؟) به کار مشغول بود و به همین دلیل به تهران و بعد به قزوین منتقل می شود. ولی از نمونهٌ سازهایش یه نظر می رسد که از شروع سال ۱۳۰۰ه ش که سال حک شده بر روی مهر اصلی وی است ( که از این سال به بعد بر روی همهٌ ساخته هایش زده شده)، فرم اصلی و اندازه ها و تناسب عالی سازهایش به مرحله ای بالا می رسد.
وی از این سال، که در حدود 45 سالگی بوده است، به صورت حرفه ای
تمام وقت به کار ساخت ساز می پردازد.اما از سازهای قبل از این تاریخ که قاعدتاً باید، با توجه به نیروی جوانی، تعداد زیادی بوده باشد به طور مشخص اثری دردست نیست و تنها تعداد کمی ساز خوش ساخت ولی با اندازه هایی نزدیک به سازهای استاد فرج الله و البته خوش صداهست که نوازندگان آن را منسوب به یحیی و اصطلاحاً « یحیی بی مهر» می نامند، که البته احتمال دقیق و صددرصدی نیست.
از جمله تغییرات سازهای وی که از
حدود ۱۳۰۰ شمسی به بعد شکل می گیرد می توان به این موارد اشاره کرد: بزرگ تر شدن کاسهٌ ساز، سنگین تر شدن کاسه، پهن شده دسته و سرپنجه و اصلاح فرم دهانهٌ ساز و ایجاد انحنا و برجستگی در دو طرف خرک و ایجاد فرورفتگی در قسمت مضراب خور که باعث سهولت در نواختن مضرابهای راست می شود. این انحنای خاص دهانه در سازهای قبل از وی بسیار کم بوده است و سازهای استاد فرج الله معمولاً دهانه ای نزدیک به سطحی صاف دارد. برجستگی دو طرف دهانه باعث می شود تا خرک بیشتر به درون پوست فرو رفته و فشار بیشتر خرک بر روی پوست صدایی مغزدارتر، زنگ دارتر و پرطنین ایجاد کند. به علاوه تغییرات دیگر نیز باعث تغییرات صوتی زیادی مثال سازی سنگین صدایی پرطنین و عمیق تر ایجاد کند.
باید توجه داشت که این تغییرات در یک دوره ده ساله شکل گرفته است و
سازهای اولیه او هنوز بسیار شبیه تر به سازهای قدیم است. تارهایی که اصطلاحاً « دومهر» گفته می شود، سازهایی است که همان مهر قبلی را داشته و مهر دوم در واقع نوشته ای است که تاریخ ساخت تار در زیر آن قید شده است و این نوشته در زیر سیم گیر شفاف قرار دارد. تاریخ ساخت این سازها از سال ۱۳۰۷ به تعداد بسیار کم و انگشت شمار، ۱۳۰۸ بسیار کم، ۱۳۰۹ بسیار کم، ۱۳۱۰ بسیار زیاد و ۱۳۱۱ اندک است. پس می توان نتیجه گرفت که استاد یحیی در چند سال آخر عمر به نتیجه گیری اصلی رسیده بود و شاید وی در صورت ادامه زندگی به نتایج بیشتر و جالب تری دست می یافت که دست اجل ما را از وصل آن ناکام گذارد.
اما شاید بتوان در جواب به سوال اول این نوشته گفت که ساخت
سازهای او پاسخی بوده به نیاز نوازندگان و این که چرا نوازندگان به دنبال تهیه ساز او بودند. به این دلیل بوده که ساختهٌ او را برای ارائه مطالب موسیقی جدیدتر مطلوب تر و بهتر می دانستند و در یک فرآیند ده ساله تدریجاً تغییرات ایجاد شده توسط یحیی خان، با استقبال نوازندگان هم عصر مواجه شده و شرایط برای ادامه کار وی از نظر مادی و معنوی مهیا شده است. شاید نقل مثالی در مورد سازندگان کنونی به مشخص شدن وضعیت این مسئله کمک کند. به طور معمول می بینیم که هر از چند گاهی یکی از سازندگان ساز به ارئه سازی جدید و یا حتی تغییر گسترده در شکل و صدادهی ساز، اعم از فرم کاسه، سرپنجه، سیم ها و غیره می پردازد. حال اگر این عمل در جهت موسیقی و همسو و هم جهت با تغییرات در موسیقی باشد، طبیعتاً وجود سفارش دهندگان و متقاضیان برای این ساز جدید موجب می وشد تا حداقل از لحاظ مالی تاٌمین نسبی برای پدیدآوردندهٌ این ساز فراهم آید و موجبات ادامهٌ کار وی، چه به صورت پژوهشی، تحقیقاتی و چه حتی تجاری میسر شود. در ادامه و در طی چند سال به نتیجه ای رسیده می شود و این ساز یا جای خود را باز می کند یا به فراموشی سپرده می شود، چنان که تغییرات اعمال شده توسط استاد وزیری در صدادهی تار و ساخت تارباس و تار سوپرانو به دو سرنوشت متفاوت دچار شد: در حالی که تارباس به علت نیاز ارکستر و سهولت فراگیری با استقبال گسترده روبرو شد و در حال حاضر کمتر ارکستری بدون تارباس وجود دارد، ساز سوپرانو به خودی خود از گردونه حذف شد. در مورد تغییرات در ساز نیز می بینیم که اضافه کردن گوشی ششم به تار پذیرفته شدو مقبول افتاد، حال آنکه اضافه کردن دوسیم به تار و ساخت تار هشت سیم توسط رمضان شاهرخ سازنده حرفه ای تار جانیفتاد و در عمل مورد استفاده قرار نگرفت . جالب این است که از این زمره تغییرات ده ها و بلکه صدها مورد و شاید هرروزه توسط سازندگان ساز ارائه می شود و سازنده ای نیست که هر روز در فکر ابداع و ابتکاری تازه در سازش نباشد ، ولی تنها چند نمونه از این ذوقیات در سازها باقی مانده و استفاده می شود . به گفته بزرگان ، تغییر در سنت و فرهنگ ، به سختی جا می افتد و پیشنهادی ولو کوچک و ظریف توسط هر کس که بتواند آن را در عمل جا بیندازد کاری بس بزرگ و سترگ به شمار میرود.
پس توجه می کنیم که نبوغ و استعداد ذاتی استاد یحیی باید در چه
رتبه ای بوده باشد که وی بتواند ایجاد کنندهٌ تغییرات گسترده و وسیع در ساخت تار بشود البته بعضی عقیده دارند که در صورت ظهور سازنده ای دیگر با کیفیت و عمق کاری استاد یحیی و وجود شرایط اجتماعی متفاوت در قرن گذشته سرنوشت ساخت تار می توانست به راه دیگری نیز کشیده شود و هم اکنون می توانستیم شاهد وجود و کیفیت متعالی در تار باشیم . درواقع شیوه دیگر می توانست در ادامه سازهای استاد فرج اله بوده باشد و ساخت سازهای با ابعاد کوچک تر و با آن طرز صدادهی هنوز نیز ادامه داشته و منسوخ نشده باشد .
شاید بد نباشد به سوالی که همواره برای عده ای پیش می آید اشاره
کنیم : در آینده چه تغییراتی باید در سازهای ما به وجود بیاید و نواقص این سازها چگونه باید رفع شود ؟ سازهای ما به صورت کلی برای ارائه موسیقی تک نوازی و بداهه نوازی شکل گرفته و طراحی و ساخته شده است و طبیعتا باید استفاده های جدید و کاربردهای مختلف فعلی راه حلی یافته شود . ولی این به معنای منسوخ کردن سازهای تک نوازی و تغییر در اشکال سازهای فعلی نیست ، همانگونه که در اروپا ، با وجود حفظ ویلن و یا گیتار به صورت سنتی و اجرای موسیقی کلاسیک با آن ، طراحی های بسیار متنوع و گوناگون از این دوساز وجود دارد و خصوصا گیتارهایی با اشکال عجیب و غریب و در انواع گوناگون را مشاهده می کنیم و وجود هریک از این دونوع کلاسیک و جدید ساز مانع دیگری نمی شود و حکم به نفی دیگری نمی دهد .
با این همه ، روند تکامل هر ساز
روندی بسیار طولانز است و با وجود استادان نخبه سازنده ساز در کنار موسیقیدانان باذوق و آینده نگر و جامع بین صورت می گیرد .
درکنارهم بودن استادیحیی و
نوازندگانی چون جناب میرزاحسینقلی و درویش خان موجب جهش تاریخی در مسیر تکامل سازملی ما و در کنار موسیقی ملی ایران زمین شد و با تکرار چنین تقارنی در آینده انتظار رخدادی دیگر در این ابعاد را می توان داشت.

 

با تشکرازهمکار همیشگی وبلاگ آقای مهدی خیرخواه



+ نوشته شده توسط عباس معمار در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 20:45 |

::: لیست گوشه های آوازی ایران

 

آواز ها ، ردیف ها ، گوشه ها و نغمه های دستگاه های هفتگانه موسیقی ایران

مکتب اصفهان

ردیف

آواز افشاری

آواز دشتی

آواز ابوعطا

دستگاه شور

دستگاه ماهور

آواز بیات ترک

۱

افشاری

دشتی

ابوعطا

رهاب

ماهور

بیات ترک

۲

راست

کرد بیات

امیری

سیخی

راک کشمیر

مهدی ضرابی

۳

عبری

سروی

گنج سوخته

طرز

پس ماهور

دوگاه

۴

صدری

دیلمی

ده ناصری

قرچه

مجلس افروز

امیری

۵

صبری

سملی

میگلی

رهاب مسیح

آتشدانه

نحوی (۱)

۶

سرحدی

حاجیانی

بحجت افزا

کرشمه

کرشمه

گنج سوخته

۷

مبرقع

جونقانی

مجلسی

داغستانی اول

ابول

موبدی

۸

دره گزی

غم انگیز

لیلی و مجنون

داغستانی دوم

ملانازی

راک خراسان

۹

عاشق کش

دیلمان

هزار دستان

تخت خسرو

فروز ماهور

راک کشمیر

۱۰

صلایی

گیلگی

زیرکش

اورنگی

داد

راک عبدالله

۱۱

خجندی

کوهستانی

حجاز

ملانازی

روح افزا

خجسته ترک

۱۲

نهیب

خلیل خوانی

حیاتی

سماع صوفیان

بسته نگار

عقده گشا

۱۳

مویه افشاری

دماوندی

جغتایی

نغمه قمری

شکسته

مجذوبی

۱۴

ایلخانی

جانگداز

رهاوندی

شبدیزی

فیلی

روح الارواح

۱۵

عراق

زرقانی

شیرین بیان

خسرو و شیرین

دلکش

مهربانی

۱۶

قرایی

بیات شیراز

کرد بیات

ماورالنهری

گردانیه

بهبهانی

۱۷

حزین

ارمی

گل ملیح

راوندی

طرب انگیز

شهابی

۱۸

زنگنه

قاسم آبادی

کوچه باغی

برازجانی

سوز و گداز

خوارزمی

۱۹

دل انگیزان

بیدگانی

محیر

نخجیری

حصار

گشایش

۲۰

قفل رومی

مراد خانی

امیر خانی

زیر افکن

شهناز

قطار

۲۱

دیر راهب

اسکندری

حجاز مصری

شور

سلمک

شکسته

۲۲

مسیح

دره شوری

کشته و مرده

رضوی

مثنوی ماهور

شکسته قره باغ

۲۳

زنگوله

بیات راجه

چهارباغ یا چهارپاره

آشوروند

 

راک هند

۲۴

مثنوی افشاری

خجسته

یتیمک

شهر آشوب

 

نغمه راک

۲۵

 

عشاق

رامکلی (۱)

طوسی

 

دوبیتی

۲۶

 

عذار

رامکلی (۲)

حاج حسنی

 

نحوی (۲)

۲۷

 

عزال

گبری (۱)

صفا

 

حزین

۲۸

 

بوسلیک

گبری (۲)

سوز و گداز

 

مثنوی ترک

۲۹

 

عشیران

حسن موسی

ملک حسینی

 

 

۳۰

 

طرب انگیز

پهلوی

راز و نیاز

 

 

۳۱

 

کتایونی

عشاق

سروستانی

 

 

۳۲

 

لری یا تنگسیری

شهر آشوب

جهرمی

 

 

۳۳

 

شهر آشوب

مهرگانی

دشتستانی

 

 

۳۴

 

شهناز

نغمه باربد

لرستانی

 

 

۳۵

 

سلمک

شهناز

گریلی

 

 

۳۶

 

چهار تحریر

سلمک

گریلی شستی